تفنگدار دریایی (به انگلیسی: The Marine)

 

 

 

خلاصه فیلم : ( مطلب خلاصه از ویکی پدیا )

تفنگدار دریایی (به انگلیسی: The Marine) فیلمی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جان بونیتو است . در این فیلم جان سینا ورابرت پاتریک وکلی کلارسون بازی کردند.

جان تریتون(جان سینا) نگهبان یک شرکت است ولی اوبه خاطر درگیری بایکی ازمراجعان شغل خود را از دست میدهد او وهمسرش(کلی کلارسون) تصمیم می گیرند برای دور شدن از این اتفاق به سفر بروند ولی در بین راه وقتی قصد استراحت وخرید دارند در یک پمپ بنزین توقف میکنند همزمان با آنها گروهی تبهکار که الماس سرقت کرده اند هم درآنجا توقف میکنند وقتی پلیس به دزدان مشکوک میشود سردسته دزدها(رابرت پاتریک) تصمیم میگیرد همه حاضران در آنجا رابکشد او تمام حاضران درپمپ بنزین را میکشد وهمسر جان راگروگان میگیرد جان تریتون(جان سینا) که درون فروشگاه پنهان شده جان سالم به در میبرد و تمام تلاش خود رابرای پیدا کردن همسرش (کلی کلارسون) ونابودی تبهکاران میکند. جان (جان سینا) که قبلا در نیروی دریایی تفنگدار بوده در این راه از تمام تجربیات قبلی خود استفاده میکند 

توضیح تکمیلی :البته خلاصه ذکر شده در بالا ناقص است و از شروع فیلم نیست جان تریتون در واقع یک افسر تفنگداران نیروی دریایی امریکاست که به دلیل شجاعتی که برای نجات گروگان های اسیر شده در دست القاعده در عراق از خود نجات میدهد که البته این عمل او مستلزم نافرمانی از مافوق بوده از ارتش اخراج میشود

فیلم از دو اشتباه فاحش شروع میشود که ناشی از ( چه باید بگوییم نادانی کارگردان؟ و بی اطلاعی اش از تفاوت بین عرب و ایرانی ؟) در جایی که گروگانها زندانی شده اند در بک گراند شعار پارچه نوشته ای به زبان فارسی است ( کجا ؟ در پایگاه القاعده که بیشتر باید عرب باشند ) بلافاصله گاف بعدی نشستن یک هواپیمایی با آرم هما ( هواپیمایی جمهوری اسلامی ) است که باید طبیعتا در خاک امریکا نشسته باشد چرا که سکانس بعدی رسیدن جان تریتون به درب خانه اش است با چه توجیه و تفسیری باید بازگشت این افسر را با هواپیمای جمهوری اسلامی به خاک امریکا پذیرفت ؟ ( حتی اگر مفهومی ضد ایرانی،اسلامی یا عربی را بخواهیم از آن برداشت کنیم )

شاید بتوان ورود هیولاهای غول پیکر به سینما به عنوان ماشین های جنگی انسانی از حدود ساخت مجموعه های  رمبو عنوان نمود( دوران اوج آن در دهه هفتاد میلادی ) هرچند تا قبل از آن همواره شخصیت قهرمان موجوداتی بوده اند که کمتر حرف میزند و بیشتر فکر میکردند( اکثر گونه های پلیسی و معماییی )  از شروع این گونه دقیقا شخصیت قهرمان ما موجودی است که اولین مشخصه اش هیکل تنومند ونمایش  بدن ساخته شده ای که برای کشتن تربیت شده ،جان سخت است و به اسانی از پا در نمیآید

طبیعتا با توجه به وجه سرگرم کننده ( حداقل این نکته مثبت که در این اکثریت این نمونه فیلم ها یافت میشود بی ادعا بودنشان برای بالا بردن سطح فکر و آگهی تماشاگر و تاکیید بر سرگرم شدن و به هیجان آمدن مخاطب است - که البته این وجه غالب است و طبعا استثناتی هم یافت میشود به نظر میرسد باید مجموعه های ترمیناتور را از این تعریف بالا کنار گذاشت  ) البته بیشترین سطح استفاده از این فیلم ها وجه پروپاگنیستی ، تبلیغاتی و بزرگنمایی برای قدرت ماشین جنگی امریکاست

الگوی فیلم تفنگدار همین الگوی رایج کلی - اما به شدت ناشیانه است - بعد از اشتباهات فاحش شروع فیلم با شخصیت ها ( بخوانید تیپ ها )ی ساده و مشخصی روبرو هستیم که هیچ مشخصه ای که آنانرا جذاب و دوست داشتنی کند ندارند جان یک سرباز ورزیده که عاشق کشور و حرفه و همسرش است به دلیل از خود گذشتگی ( ؟) از کار برکنار میشود ... تحمل یک جا نشینی ( شغل نگهبانی ) را ندارد

تقابل قهرمان داستان با ضد قهرمان های فیلم تبهکارها هم چیزی به جذابیت داستان اضافه نمیکند

ضد قهرمان ها و تبهکاران فیلم هم شخصیت های احمق و سردستی پرداخته شده ای دارند. هیچ مطلب جالبی که انگیزشی برای در افتادن با آنها به وجودآورد دیده نمیشود  ( هر مشکلی را با کشتن و آتش زدن حل میکنند حتی بیرحمی آنها احمقانهاست )

آنچه مسلم است همیشه شخصیت پروتاگونیست در مواجهه با آنتاگونیست قوی است که قوام مییابد ، شناخته و دوست داشتنی میشود

در تمام لحظه های تعقیب و گریز هیچ نشانی از هوش ذکاوت جان نمیبینیم ( مگر این شخصیت یک کماندو نیست؟ آیا نمایش گوشه هایی از توانایی های آموزش داده شده به تفنگداران دریایی در زمان تعقیب تبهکاران نمیتوانست سطح فیلم را بالا تر از اینی که هست ببرد؟ ) اصلا این شخصیت چگونه همین طوری با سر بالا و در حال دویدن به راحتی رد دزدان را می یابد ؟ هلی کوپتری که آن بالا دور میزند نمیتواند آنها را پیدا کند و دقیقا به جایی میروند که کاملا محل عبور و جستجوی پلیسها بوده ( حتی ژنراتور برق را هم روشن میکنند تا یک نوشیدنی به سلامتی بالا بزنند در حالی که پلیس منطقه را محاصره و اشغال کرده و...)

دیالوگهای ضعیف و بی ربط و سردستی پینگ پونگی

حتی اسپیشال افکت کاملا تصنعی که بعد از این همه سال تجربه پیش پا افتاده و دست چندم به نظر میرسندو هیچ هیجانی ایجاد نمیکند و گاها تدوین های بسیار مبتدیانه و غیر حرفه ای ( مثل لحظه دنده عوض کردن های داخل اتوموبیل در زمان تعقیب و گریز )

همه اینها در کنار هم فیلمی به شدت ضعیف و بیمایه ساخته که فقط برای کشتن دو ساعت از وقت شما به کار میآید و نه بیشتر

/ 0 نظر / 55 بازدید