بن بست فیلمنامه ( درباره انتهای خیابان هشتم )

خلاصه فیلم (از ویکی پدیا ):

نیلوفر(ترانه علیدوستی) دختری که به همراه نامزدش بهرام(صابر ابر) طی سه روز به آب و آتش می زند تا تنها برادرش سعید را از اعدام نجات دهد، انها قصد فراهم کردن 100 میلیون پول نقد را دارند در حالی که فقط 30 میلیون آن را تهیه کرده اند، از طرفی موسی(حامد بهداد) که در استبلی مشغول کار و مسابقات زیرزمینیست می خواهد مبلغی را برای کمک به نیلوفر تهیه کند و دوستش سعید را نجات دهد، اما این تلاش شکل دیگری به خودش گرفته و منتهی به انتهای خیابان هشتم می شود  (انتهای خیابان هشتمپنجمین فیلم سینمایی علیرضا امینی و ساخت سال ۱۳۸۹ است. چندین سکانس این فیلم در زمان اکران س انس ور شد .)

یاداشت فیلم:

به نظر نمی رسد حذف و س انس ور چندین سکانس از فیلم دلیل موجهی برای آشفتگی افسارگسیخته فیلم باشد تعدد شخصیت و تعدد داستان یک فیلم نامه بدون انسجام را به وجود اورده که میخواهد همه چیز را بگوید و در نهایت هیچ چیز را نمیگوید

فیلم درباره چیست؟ فقر ؟ خود فرو شی ؟ اختلاف طبقاتی ؟ رفاقت ؟و از خود گذشتگی ؟ طلاق ؟

داستان فیلم درباره کیست ؟شخصیت محور فیلم کدام است ؟ نیلوفر؟ موسی؟ ...

فیلم درباره همه حرف میزند هر قسمت از زندگی شخصیتی را برداشته و به یکدیگر به زور چسبانده و در مورد زندگی همه در سطح حرکت میکند این است که شخصیت ها معرفی نمیشوند و رابطه برقرار نمیکنند پول نیاز درماتیک خوبی است منطقی است اما داستان در مورد پرداخت این موضوع به شدت دچار پرکنده گویی و عدم تمرکز قصه بر سر ماجرایی واحد است نیلوفر به تنهایی خودش میتوانست یک قصه باشد موسی همین طور و یا بهرام داستان به همه اینها سری میزند ولی هر کدام را نیمه کاره و در سطح رها میکند ودر نتیجه مخاطب با شخصیت هیچ هم ذات پنداری پیدا نمیکند

از همه بد تر شخصیت های فرعی اضافه و بدون کارکرد در داستان است مثل پدر نیلوفر که معلوم نیست او چرا باید باشد ولی سعید که داستان درباره اوست حضور فیزیکی نداشت (البته تنها مورد اضافی که به خوبی خط خورده بود همین سعید است که بودنش کمکی به داستان نمیکرد ) ویا خواهر نیلوفر که تنها وظیفه او اطلاع دادن مسئله تصمیم نیلوفر برای خود فروشی است موسی (حامد بهداد) این وسط چکاره است ؟زن و بچه اش و ان زن دیگر چه ربطی به ماجرا داشتند این همه تمرکز داستان برروری او مساله طلاق و بچه اش وسط داستان این چند نفر چه میکند و به چه کاری میآید؟

یکی از بد ترین پرداخت های فیلم صحنه ای است که به بهرام درباره تصمیم به خود فروشی نیلوفر گفته میشود (بهرام وقتی فهمیده بود که نیلوفر میخواهد کلیه اش را بفروشد بیشتر آتشی شده بود )چه قدر خونسرد و منطقی با مساله برخورد کرد (البته تا قبل از رفتن به پمپ بنزین)

بازی پوکر؟ فایت کلاپ زیر زمینی ؟تا به حال دیده و یا شنیده اید؟آیا واقعاکارگردان راه بهتری برای شخصیت هایش سراغ نداشت   

به علاوه اینها میتوان اضافه کرد سوالات بیجواب را مثل اینکه آن مبلغ هنگفت را که مشکل را حل میکرد چرا یکباره منتفی شد ...

این که فیلمی دچار جرح و سان سور شده نمیتواند دلیل خوبی برای لاپوشانی کردن ضعف های آن باشد فیلمساز در برابر آنچه میسازد مسئول است و فیلم کارنامه فیلمساز  و همیشه همراه او خواهد ماند بهتر است کارگردان به جای ساختن فیلم بد (که حالا با سا ن سور بد تر هم شده ) فیلم نسازد و یا فیلمی بسازد که بداند بعد از ساخت قصابی نخواهد شد

مگر اصغر فرهادی در همین سینما فیلم اسکاری نساخت ؟    

/ 0 نظر / 45 بازدید